تبليغاتX
روانشناسی و مدرسه

روانشناسی و مدرسه

روانشناسی

اختلال های یادگیری

اختلال های یادگیری به مواردی اطلاق  می شود که پیشرفت فرد در آزمونهای استاندارد شده خواندن ، ریاضیات و بیان نوشتاری پایین تر از سطح سنی  ،هوش و تحصیلی مورد انتظار باشد مشکلات یادگیری در حد زیاد موجب اختلال در پیشرفت تحصیلی یا فعالیت های روز مره که مستلزم مهارت های خواندن ،ریاضیات و نوشتن است  می شود .

مشکلات خواندن

مشکلات خواندن را می توان به صورت نا توانی در خواندن عقب ماندگی در خواندن ضعف خواندن و نا رسایی یا دیسلکسی (ناتوانی کلامی مخصوص یا نقص ادراکی )طبقه بندی کرد .عاملی که در تمام این اصطلاحات مشترک است .این است که پیشرفت دانش آموزان مطابق با نیروی بالقوه اش نیست .

حدود 60تاد 80درصد افراد مبتلا به مشکلات خواندن را پسران تشکیل می دهند البته ممکن است که نوعی  جهت گیری موجب این درصد شده باشد زیرا پسرها در رابطه با اختلال های یادگیری غالباً دارای رفتارهای ایذایی هستند .اگر ملاک های تشخیصی دقیقی با جای ارجاع از جانب مدرسه و روشهای تشخیصی سنتی به کار رود ممکن است که شیوع این اختلال در دختران و پسران مساوی باشد .

انواع مشکلات خواندن

مشکلات خواندن را می توان به سه نوع عمده  تقسیم کرد :1-عقب ماندگی اولیه  که علت آن زیست شناختی بوده و هیچ ضایعه  مغزی در فرد وجود ندارد  نارسایی مربوط است به ناتوانی در تطبیق حروف و کلمات به صورت  سمبل ها  که نتیجه آن به صورت ناتوانی در انسجام در معنی و مواد نوشته شده رخ می نماید وبه نظر می رسد که مشکل خواندن به یک الگوی مختل شده  اساسی از نظام عصبی مربوط است .

 2-عقب ماندگی ثانویه که کودکان استعداد طبیعی برای خواندن را دارا است ،ولی این استعداد به علت عوامل خارجی از قبیل عوامل هیجانی و  محدودیتهای یادگیری از قبیل معلم ،مدرسه، روش و از این قبیل دچار اشکال گردیده است .

3-عقب ماندگی به علت ضایعه مغزی که استعداد فراگیری خواندن به علت  ضایعه ی مشخص مغزی از دست رفته است .یکی از بهترین تحقیقات در باره ی نا رساخوانی تحقیقی است که توسط ( رابین سون ) روی 22فرد مبتلا به نقایص خواندن  انجام شده است . او در یافت که در 5/54 در صد افراد مبتلا به نا رسا خوانی  ناسازگار ی های خانوادگی یا روابط  نامطلوب خانوادگی  وجود داشته است .الکسی "نا خوانی "یاسایر مشکلات عصبی که منتهی به نا رسایی در خواندن شده است18درصد ،عوامل مربوط به شنوایی وسخن گفتن و 18 درصد و دیسلکسی "نقص و نارسایی در  ترکیب سیلاب ها و کلمات معنی دار " 14در صد بوده است .

نکته مهم  این است که عامل معینی که ارتباط مستقیم با مشکل خواندن  داشته باشد وجود ندارد بلکه تاثیر و عوامل مختلف موجب نارسا خوانی می شود .  مثلاًاگر کودکی مسائل هیجانی داشته باشد . دارای نقایص بینایی باشد ،ضایعات مغزی مربوط به زمان تولد در او داشته باشد ترکیب  تمام این عوامل اشکال و عقب ماندگی بیشتری را در خواندن موجب می شوند تا یک عامل به تنهایی

اختلال در ریاضیات :

ویژگی اساسی اختلا ل در ریاضیات  آن است که توانایی شخصی در درک و فهم ریاضیات با در نظر گرفتن سن زمانی ، بهره هوشی و تحصیلات به میزان پایینتری از حد طبیعی است بدیهی است که اشکال در درک و فهم مطالب ریاضی برپیشرفت تحصیلی و سایر فعالیت های زندگی فرد تاثیر می گذارد در اختلال ریاضیات سایر مهارتها نیز ممکن است دستخوش اختلال گردند .از آن جمله است :مهارتهای زبانی (مانند درک و فهم یا نامگذاری اصطلاحات ریاضی و انجام عملیات و رمز گشایی یا حل مسایل نوشته شده با علامتهای ریاضی ) مهارتهای ادراکی (مانند باز شناسی و خواندن علامتها ی عددی یا حسابی و گروه بندی آنها )مهارتهای توجهی مانند ثبت و

 باز نویسی صحیح اعداد و شکلها به یادسپاری اعدادی که به اعداد یا ستونها ی بعد افزوده میشوند و رعایت علایم مخصوص عملیات ریاضی و مهارتهای خاص ریاضی مانند پیروی از توالی مراحل و سلسله مراتب ریاضی شمارش و یادگیری جدول ضرب

اختلال در بیان نوشتاری

ویژگی اساسی اختلا ل در بیان نوشتاری عبارت است از پایین تر بودن قابل ملاحظه مهارتهای نوشتاری یا در نظر گرفتن سن زمانی ،هوش اندازه گیری شده و تحصیلات متناسب با سن فرد اشکال در بیان نوشتاری بر بسیاری از فعالیتهای فرد که مستلزم مهارتهای نوشتاری است تاثیر می گذارد .معمولاً مجموعه ای از مشکلات در توانایی فرد در ترکیب متنهای نوشتاری وجود دارد که عبارت است از اشتباههای دستوری ، نقطه گذاری ،ضعف در جمله بندی اشتباههای فراوان املایی و دستخط بسیار بد،هر چند اشکال در نوشتن از قبیل ناتوانی در رونویسی و یادآوری ترتیب حروف در کلمات معمولی و دستخط بد ممکن است در کلاس اول ابتدایی آشکار شود  ولی به طور معمول تشخیص اختلال در بیان نوشتاری قبل از پایان کلاس اول به ندرت صورت می پذیرد  زیرا در بسیاری از موارد در کلاس اول خیلی زیاد به نوشتن ممکن است توجه نشود بنابراین تشخیص این اختلال در کودکان و دانش آموزان کلاس دوم اعتبار بیشتری خواهد داشت .

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 13:12 توسط رمازی| |

افسانه ی هندی می گوید :

در زمانهای دور آدمیان همه خلق و خوی و سرشتی خدای گونه داشتند ولی از امکانات  و توانمندی های خود خوب استفاده نمی کردند و کار به جایی رسید که برهما خدای خدایان تصمیم گرفت قدرت خدایی را از آنان باز گیرد و آن را در جایی پنهان کند که دست آنها به آن نرسد به این منظور او در جستجوی مکانی بر آمد که مخفی گاهی  مطمئن و دور از دسترس آدمیان باشد .زمانی که برهما با دیگر خدایان در این مورد مشورت می کرد آنها چنین پیشنهاد کردند :بهتر است  قدرت بی کران انسانها را در اعماق خاک پنهان کنیم برهما گفت :آنجا جای مناسبی نیست زیرا آنها ژرفای خاک را خواهند کاوید و دوباره به آن دست پیدا خواهند کرد .

سپس خدایان گفتند :بهتر است نیروی یزدانی را در اعماق اقیانوس ها منتقل کنیم تا از دسترس آنان دور باشد .این بار برهما گفت :آنجا نیز مناسب نیست زیرا دیر یا زود انسان به  اعماق دریا و اقیانوس ها رخنه خواهد کرد و گمشده ی خود راخواهد یافت و آن را به روی آب خواهد آورد آنگاه خدایان کوچک با هم مشورت کردند و گفتند ما نمی دانیم این نیروی یزدانی را کجا پنهان کنیم ؟ به نظر می رسد در خاک و آب جایی پیدا نمی شود که آدمی نتواند به آن دست پیدا کند در این هنگام  برهما گفت :کاری که با نیروی یزدانی آدمی می کنیم این است که ما آن را در اعماق وجود خود او پنهان می کنیم و آن جا بهترین محل برای پنهان کردن گنج گرانبهاست و یگانه جایی که آدمی هرگز به فکر جستجو و یافتن آن بر نخواهد آمد؟!

در ادامه افسانه ی هندی چنین آمده است از آن به بعد آدمی سراسر جهان را پیموده است همه چیز را جستجو کرده است بلندی ها را در نوردیده است به اعماق در یا ها فرورفته است تا دورترین نقاط خاک نفوذ کرده تا چیزی را به دست آورد که در ژرفای خود او پنهان شده است . این داستان زیبای هندی به زیبایی نیروی پنهان درون آدمی را توصیف می کند .همان گنج های پنهانی که کیمیا گران و صاحبان ذوق و قریحه قرن ها به دنبال آن می گشتد .

این قدرت خدایی چیزی نیست جز همان نیروی خلاقیت

 

خلاقیت در کودکان : برای درک کامل مفهوم خلاقیت در کودکان باید آن را از هوش و استعداد متمایز کرد .

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که انسان های فوق العاده خلاق بندرت هوش بهر زیر متوسط دارند .بنابراین پیش از این که فرد بتواند خلاق باشد باید از حداقل سطح هوش بهر برخوردار باشد . در میان افرادی که از هوشبهر سطح بالای متوسط(مثلاً دانشجویان )برخوردار ند ضرورتاً ارتباطی میان هوش عمومی و خلاقیت وجود ندارد بنابراین در ارائه خلاق ترین پاسخ ها به پرسش ها  با آزمون هوشبهر  بین افرادی که جواب می دهند تعیین کننده نخواهد بود .

خلاقیت مفهومی فراتر از برخورداری و به کارگیری استعداد در هنر موسیقی و یا ادبیات است. در این مفهوم استعداد به معنای برخورداری از مهارت فنی بسیار بالا در یک رشته ی تخصصی است.

بنابراین هنرمندی ممکن است مهارت های فنی شگفت انگیزی داشته باشد اما این توانایی را نداشته باشد که چنان واکنش عاطفی در مخاطبان خود برانگیزد که آنا ن احساس کنند که برای مثال نقاشی او اثری بی نظیر است. یاد آوری این نکته شایان ذکر است که خلاقیت ممکن است نه تنها در موسیقی هنر و ادبیات بلکه در همه ی موضوعات درسی نظیر علوم طبیعی ،علوم اجتماعی ،ریاضیات ،......... نیز بروز کند.

اغلب سنجش  خلاقیت کودکان بر جریان سیال اندیشه متمرکز شده است. تکالیف جریان سیال اندیشه مستلزم آن است که کودکان بیشترین تعداد پاسخ های ممکن را در برابر یک محرک معین از خود بروز بدهند مانند آنچه در بارش مغزی صورت می گیرد .جریان سیال اندیشه معمولاً یکی از ویژگی های اساسی فرآیند خلاقیت تلقی می شود .پاسخ کودکان به پرسش ها ممکن است پاسخی همگانی یا بدیع باشد که مورد دوم به مثابه شاهدی برای خلاقیت  تلقی می شود .بنابراین هنگامی که از کودکان چهار ساله می خواهیم که همه چیز های سرخ رنگ را نام ببرند متوجه می شویم که آنان علاوه بر سیب از واگن قطار و پرنده  سهره نیز نام می برد.

در مورد کودکان مطالعات خلاقیت باید بر فرآیند "خلق اندیشه "متمرکز شود نظر های  چند گانه کودکان از سوی والدین  در محیطی آزاد و عاری از ارزشیابی به کودکان کمک خواهد کرد .تا نظر های خود را بیشتر بیان کنند و به سوی مرحله خود ارزشیابی گام بردارند بارشد توانایی خود ارزشیابی  در کودکان موضوع کیفیت و بروز نتایج اهمیت بیشتری می یابد  .در این مرحله خود ارزشیابی  باید مورد تایید وتاکید قرار گیرد زیرا این کودکان توانایی خود را کشف می کنند تا فرضیه هایی را که ارائه داده اند ارزشیابی کنند و براساس آن ارزشیابی افکار و دیدگاه های  خود را مورد تجدید نظر قرار دهند ارزشیابی توسط دیگران و بر اساس ملاک های سنجش نتایج بدیع و مهم صرفاً باید در مورد نوجوانان و بزرگ سالان مورد استفاده قرار بگیرد  

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 17:35 توسط رمازی| |

کودکان و بازی های اجتماعی

وقتی کودک از بازی دسته جمعی لذت می برد نشان دهنده نیاز به روابط اجتماعی کودک است اهمیت کنش ها ی متقابل و اولیه ی کودکان با هم سن و سالان در اولین سال تولد قابل توجه است گرچه بسیازی از بچه ها یی که فاقد خواهر و برادر ند نمی توانند چنین کنش های متقابلی را تا زمانی که وارد مهد کودک یا کودکستان می شوند تجزبه نمایند. فرآیند کنش ها ی متقابل با هم سن و سالان از حدود شش ماهگی به چشم می خورد گرچه کودکان در این سن بیشتر اوقات خود را صرف فعالیت های غیر اجتماعی می کنند.

بچه های خردسال در این سن عموما ً به یک دیگر نگاه می کنند هم دیگر را لمس می کنند اعمال یک دیگر را تقلید می کنند از خود صدا در می آورند و به یکدیگر لبخند می زنند اما فاقد مهارت های اجتماعی هستند که موجب تداوم کنش متقابل اجتماعی آنها شود .

در طول دوران کودکی به تدریج کنش های متقابل با والدین کم تر شده و ارتباط بیشتر با هم سالان جایگزین آن می شود بازی کودکان بطور فزاینده ای پیچیده تر و انتخابی تر می شود و آنها آماده آغاز روابط نزدیک با هم سالان و برقراری دوستی های ضعیف تر می شود در سن چهار سالگی بچه مفهوم بهترین دوست را درک می کند و از این واژه استفاده می کند با دوستان خود از موضوعات تخیلی و خیال پردازانه صحبت می کند در حالیکه در ارتباط با افراد غریبه این مهارت را کمتر بروز میدهد.

 در این ارتباط با کودک می آموزد که می تواند در رفتار مثبت و تقویت کننده را مثل هدیه دادن ودلسوزی کردن توجه داشتن به دوست و پذیرش صمیمانه داشته باشد و برعکس

پونالاز شیوه کنش های متقابل بچه های پیش دبستانی را در تابستان قبل از شروع مدرسه مورد ارزشیابی قرار داد و به این نتیجه رسید که بچه هایی که ورود آنها به گروه هم سالان برای فعالیت های مورد توجه و علاقه ی اعضای گروه  مخرب یا بازدارنده باشد بعد ها احتمال طرد شدن شان توسط هم مدرسه ای ها بسیار زیاد است.

تفاوت هایی در نحوه ی رفتار شیر خوران دختر و پسر وجود دارد دختران تقریباً از شش ماهگی بیش تر تحت تاثیر قرار می گیرند و ترغیب می شوند در نزدیکی مادران خود بمانند و رفتار عاطفی و بیان هیجانات احساسات ظریف بیش تری از خود نشان دهند در مقابل پسران بیشتر تشویق به شرکت در بازی های فعالتر و پر جنب و جوش تر می شوند در به کار گیری الگوهای اولیه پسر ها به استقلال وخود مختاری بیش تر تشویق می شوند و از آزادی بیشتری برخوردار ند ولی دختران بیشتر از اوقات فراغتشان را در خانه یا اطراف خانه و با خانواده می گذرانند.

برای تشکیل گروه سعی می شود هم جنس برای خود یک گروه مجزا تشکیل دهد و برای گروه خود یک سری مقررات مر بوط به آن گروه را اعمال کند و برای گروه مخالف و جنس مخالف مقررات برعکس داشته باشد و یا از جنس مخالف برای بازی کردن استفاده کند .در بعضی از روابط و فرهنگ ها به این تضاد گروهی دامن زده می شود و این گروه را تقویت می کند که به گروه هم نوع و مقررات خود گروه شروع به ارتباط داشته باشند یعنی که گروه دختر ها هیچ گاه پلیس بازی نکنند و یا گروه پسر ها خاله بازی را انجام ندهند .

پیروی از این الگوهای کلی عبور از مرز های موجود در گروه ها و رفتار های خارج از تصور قالبی را برای بچه ها دشوار می سازد این ها عوامل مهم در ایجاد تعصبات جنسی و جدا سازس می باشند.

 

 

نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 0:0 توسط رمازی| |

بازی کودکان مشخصه ی بازی کودکان کنجکاوی و نیاز به فعالیت است که از این طریق علاقه های خود را پرورش میدهد برای اینکه کودکان همیشه این مشخصه را حفظ کنند باید برای آنها مکان ها و اشیایی خاص را فراهم کرد.وسیله بازی خیلی کم اهمیت تر از برقراری ارتباط با کودکان و اجازه دادنشان به بازی  کردن است. وقتی کودک با حجم بسیاری از اسباب بازی  احاطه می شود یعنی  زمانی که مقدار بسیار زیادی وسایل و اسباب بازی در اختیار کودک قرار می گذاریم حسن خلاقیت و ابتکار هوشمندی و قدرت تخیل و تصور او را تا حدی کور می کنیم. برای اینکه به بچه ها فرصت نداده ایم که خودشان برای خودشان وسیله بازی تولید کنند و خلاقیت خرج کنند در دنیای کودکان افراد و مردم مهمتر از مکان ها و اشیا هستند تجمع طبیعی بچه ها از بهترین چیز هایی است که میتوان برای کودک فراهم کرد. وقتی یک کودک شش ماهه یک توپ را لمس کرده و آن را به دهان می برد همراه با بازی کردن با یک توپ یاد می گیرد حس لامسه و کنترل دست های خود را تقویت کند و با دالی بازی کردن با کودک او یاد می گیرد که چیزی می تواند در حین بودن دیده نشود  و این قدرت ادراک کودک را تقویت می کند . بازی ها واسباب بازی ها برای کودکان مثل کلمات هستند  بزرگ  سالان در باره ی مشکلات و ناراحتی ها یشان صحبت می کنند در حالیکه کو دکان از طریق بازی کردن افکارشان را بیان می کنند .  کودکان نه  تنها هیجانات تند خود را از طریق بازی بهتر و راحتتر نشان می دهند بلکه از این طریق احساس آرامش و آسودگی می کنند  کودک در طول بازی توانایی حل مشکلات خود را پیدا می کند ومی تواند بدان وسیله اعتماد به نفس و روحیه استقلال طلبی را در خود پرورش دهد . کودکان بوسیله ی بازی با دنیای پیرامون خود  ارتباط برقرار می کنند . آنها ممکن است  نتوانند به وسیله  ی کلام و گفتار افکار و احساسات شان را بازگو کنند ولی قادرند به وسیله ی بازی  داستان بسازند آن را بسط بدهند و راهی برای بیان مشکلاتشان بیابند کودکان هنگامی که در دنیای خیالات وتصورات شان غوطه  ور می شوند و با عروسک ها اسباب بازی ها مدادرنگی ها و خمیر و ماسه و....سر گرم هستند خیلی راحت پاسخ چراها و چگونه ها می دهند کودک با به کارگیری و تغییر  شکل دادن و وسایل بازی آنچه را که ذهنش را مشغول میدارد برون می ریزد و سعی می کند نا راحتی ها و ترس ها ،دلخوری ها و توانایی ها و حتی تصورات خطر آفرینش را از طریق بازی باز سازی کند . بازی کردن والدین با کودک بطور متناوب مملو از هیجان و شادی شوخی و بعد جدی بودن است. والدین و هم کودک می توانند از تقابل و کنش های ذهنی مربوط به شخصیت خود لذت ببرند از بازی کودکان میتوان برای درمان اختلالات روانی و جسمی کودک استفاده کرد اولین موانع مطالعه ی بازی کودکان جهت درک و آموزش آنها روسو بود او این واقعیت را تشخیص داد که ایام کودکی  مرحله ای از رشد است و کودکان مردان و زنان کوچک نیستند. در مانگر می تواند با شناسایی اضطراب ها و فشار ها و مشکلات عاطفی کودک از طریق بازی با او ارتباط برقرار کند و با همان شیوه –یعنی بازی کردن با او راه حل مناسبی برای درمان آن بیابد .بازی در مانگر می تواند از طریق بازی وارد دنیای کودک شده و با ایجاد فرصت های مناسب کودک را تشویق به برون ریزی فکری روانی خود نماید. هر چند بازی وسیله ای است برای شادی، لذت و نشاط کودکان اما در رویکرد بازی درمانی بازی نقش ابزاری دارد که به وسیله ی آن کودک را از اضطراب ها و تشویش هایش به سمت تعادل روان و اندیشه و زندگی سالم اجتماعی رهنمون می شود . هم چنین روسو متوجه ارزش زیاد دوران کودکی و بازیهای کودکانه شد و او چنین می گوید به دوران کودکی به دیده احترام بنگرید ودر مورد خوبی یا بدی آن عجولانه  قضاوت نکنید . بگذارید رفتار کودکانه زمان طبیعی خود را بگذراند و پیش از آنکه شما بدان پایان دهید کودکی دوران بی منطقی است. موقع بازی کردن ممکن است کودکان برای زمانی طولانی احساس کنند که والدینشان قادرند درون آنها را ببینند حتی زمانیکه بچه ها بتوانند چیز هایی را در داخل خود پنهان سازند ممکن است همچنان احساس فوق پا برجا باشد والدین دسترسی به دنیای درونی کودک را از روی زبان و بدن یاد می گیرند. آنها به مرور معنی ژست ها و حالات زبان چهره نحوه ی نگاهها اسرار آمیز و اعمال فیزیکی کودکانشان را درمی یابند شاید همین امر سبب شده  تا برخی از کودکان وضعیتی نا متعادل داشته باشند.        
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 16:3 توسط رمازی| |


نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 18:16 توسط رمازی| |


نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 18:13 توسط رمازی| |

به نام خدا استرس دردانش آموزان استرس در دانش آموزان خود را به چند صورت نشان می دهد. -غذا نخوردن -پر خوری -بهانه گیری و نق زدن  درد های جسمانی مثل سر درد –دل درد –بی حالی  ناتوانی در جواب دادن به پرسش های شفاهی و کتبی انجام ندادن مسولیت به طور کامل   استرس چه موقع به سراغ دانش آموز می آید. -استرس در انجام دادن تکالیف -استرس در جواب دادن تکالیف -استرس در پرسش دروس شفاهی -استرس در پرسش کتبی   راهکارهای پیشنهادی برای برطرف کردن استرس اگر استرس دانش آموز در موقع انجام دادن تکالیف باشد راهکار زیر پیشنهاد می گردد. به دانش آموزتذکر داده میشود که از گفتن دروغ و آوردن بهانه خودداری کند و ننوشتن تکالیف را به گردن دیگران یا اوضاع منزل نگذارد. و راست بگویید و مسئولیت کار خود را بپذیرد. به دانش آموزان گفته می شود که انسانها در تمام اوقات حالات و روحیه ی متفاوتی دارند و همیشه نمی توانند به یک صورت کارها راانجام دهند .بنابراین شما هم همینطور هستید و در منزل هر وقت که حال و حوصله دارید و انرژِی واز نشاط برخوردار هستید می توانید تکالیف را انجام دهید.و اگر امروز تکلیف محوله را انجام ندادید در روز بعد این کار عقب افتاده را انجام دهید.       وقتی دانش آموز برای ننوشتن تکالیف بهانه ای نداشته باشد و ملزم باشد که اگر امروز تکالیف را انجام نداد . باید در روز و زمان بهتری انجام دهد. وقتی را برای انجام دادن تکالیف برای خود مشخص می کند. - برای کسانی که تکالیف خود را در موقع مقرر به کلاس بیاورند.امتیاز داده می شود. -         معلم از دادن تکالیف زیادی و غیر ضروری خودداری کند . -         برای تکالیف زیادی یک امتیاز ویژه گذاشته شود تا دانش آموزانی که تکالیف زیادتر انجام می دهند برای کار آنها ارزش قایل شویم .   استرس در جواب دادن تکالیف بعضی از دروس مثل ریاضی برای دانش آموزان استرس زا هستند چون در جواب دادن به سوالات آن در  می مانند و چون جواب را بلد نیستند از انجام دادن تکالیف سر باز می زنند یا جواب را ازروی دوستان  نوشته و کپی می کنند. در این موقع به دانش آموزان می گوییم اگر در خانه  پاسخ سوالی را بلد نبودید می توانید از دیگران کمک بگیرید. تا جواب را پیدا کنید و اگر موفق به پیدا کردن جواب نشدید اشکالی ندارد تکالیف را بدون جواب به کلاس بیاورید تا با کمک همدیگر پاسخ را پیدا کنیم.و با این راهکار دانش آموز در خانه استرسی برای انجام دادن تکالیف ندارد و با آرامش بیشتری برای حل مسائل  به خود متکی می شود .   استرس در جواب دادن درس به صورت شفاهی بعضی از دانش آموزان در دروس شفاهی دچار استرس می شوند .وبرای برطرف کردن این مورد  می توان پرسش از این دروس را به صورت مسابقه انجام داد.  به این صورت که  دانش آموزان را به طور داوطلبانه  برای برگزاری مسابقه  می آوریم . و هر کسی که  جواب سوالی را بلد نبود باید از مسابقه خارج شود و بنابراین یک یا دو نفر در پایان می مانند که برنده هستند. که به آنان نمره یا امتیاز داده می شود .واز دانش آموزانی که در مسابقه برنده نشدند امتیازی کم نمی شود .به خاطر همان استرس از بین رفته وکم کم دانش آموزان کم رو و دارای استرس خود را بطور داوطلب در مسابقه شرکت می دهند .این راهکار احتمال دارد که زمان بیشتری از وقت کلاس را به خود اختصاص دهد .که این در مراحل اولیه است و به مرور زمان وقت کمتری را می گیرد.و خوبی این طرح این است دانش آموزان ضعیف و کمرو خود را وارد مسابقه کرده تا بتوانند امتیاز و جایزه بگیرند .و اعتماد به نفس آنها را بالا می برد .   استرس در جواب دادن پرسش کتبی بیشتر دانش آموزان یا به عبارت دیگر90درصد آنها از امتحان کتبی وحشت دارندو به اضطراب و استرس شدیدی دچار می شوند.برای برطرف کردن آن راهکار زیر پیشنهاد می گردد. در هر زمان که وقت اضافی باشد حتی 5یا 3دقیقه می توان این کار را انجام داد .به این صورت که برگه های کوچکی درست کرده ودر روی آن یک سوال را می نویسیم.این سوال می تواند در مورد هر درسی باشد و این سوال را به دانش آموزان داده واز آنها خواسته می شود که در همان چند دقیقه جواب آن را بدهند و بعد از جواب دان برگه ها جمع آوری می شود معلم سریع برگه ها را تصحیح کرده وبه دانش آموزان برمی گرداند.بدین ترتیب یچه ها عادت می کنند که در هر زمان وهر وقت یک سوال دریافت کرده و جواب آن را بدهند به مرور زمان با سوال آشنا شده و از دریافت آن استرس نمی گیرند وهرچند یکبار تعداد سوالات را اضافه کرده تا تعداد آنا به 10یا بیشتر برسد .و چون اضافه شدن سوالات به طور نامحسوس بوده دانش آموزان استرس خود را از بین میبرند . -         برای امتحان از برگه های رنگی استفاده شود .برگه هایی با رنگ های متفاوت و شا دتا دانش آموزان با رغبت و خواست خود برگه ی امتحانی را دریافت کند. -           از آنجاییکه خوردن، استرس را کم می کند از دانش آموزان خواسته می شود در موقع امتحان چبزی را برای خوردن در سر جلسه بیاورند .تاهنگام خوردن امتحان خود را جواب دهند و با تلقینی که به خود می کنند هم استرس آنها کم می شود و هم احساس  می کنند که جواب سوالات را به یاد می آورند. -           -          از دانش آموزان خواسته می شود برای دوستان خود سوالاتی را طراحی کنند یا به صورت تکسوالی یا به صورت کامل بعد بین دوستان سوالات را پخش کرده و بعد از جواب دادن خودش آنهارا تصحیح کرده و به آنها برمی گرداند با این کار دانش آموز می فهمد که سوالات همان مطالب کتاب هست  و این ترسی ندارد. وچون با جواب دادن دوستش روبرو می شود و خودش باید تصحیح کند پی می برد که در مقابل او باید چگونه جواب دهد تانمره پایین نگیرد  .و دانش آموز متوجه ی  ضعف خود می شود و برای از بین رفتن آن تلاش لازم را می کند -    باید متذکر باشم که این راهکار ها را انجام داده ام و توانسته ام که استرس کلاس را به حداقل برسانم.
نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 18:6 توسط رمازی| |


آخرين مطالب
» اختلال های یادگیری
» خلاقیت
» کودکان و بازی های اجتماعی
» بازی کودکان
»
»
» استرس
Design By : Pichak